جمال الدين محمد الخوانساري

84

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

1932 المتقّون أنفسهم قانعة وشهواتهم ميتة ووجوههم مستبشرة وقلوبهم محزونة . پرهيزگاران نفسهاى ايشان قناعت كننده وسازگار است ، وآرزوهاى ايشان مرده است ، ورويهاى ايشان شكفته است ، ودلهاى ايشان اندوهگين است ، يعنى از براي ترس از بدى عاقبت حال ومآل أحوال . 1933 المؤمن دائم الذّكر كثير الفكر على النّعماء شاكر وفي البلاء صابر . مؤمن دائم الذّكرست ، كثير الفكرست ، بر نعمت شكر كننده است ، ودر بلا صبر كننده است ، « دائم الذّكر است » يعنى هميشه در ذكر وياد خداست ، و « كثير الفكرست » يعنى بسيار فكر ميكند در حقائق ومعارف ومسائل دينيّه واز براي اصلاح أحوال واعمال خود . 1934 الدّنيا عرض حاضر يأكل منه البرّ والفاجر ، والآخرة دار حقّ يحكم فيها ملك قادر . دنيا متاعي است حاضر مىخورد از آن نيكوكار وبدكردار ، وآخرت خانهء است ثابت پا برجاى . حكم ميكند در آن پادشاهى توانا ، « متاع » چيزى را گويند كه از آن تمتّع وبهره توان گرفت ومراد اين است كه دنيا بقائى ندارد وغرض از آن محض بهره است كه در حال مردم از آن بيابند خواه نيكوكار باشند وخواه بد كردار ، وخانهء باقي دائمي آخرت است « حكم ميكند در آن پادشاهى توانا » كه حق تعالى باشد از براي هر كسى بقدر استحقاق أو واهليّت تفضّل بر أو .